۱۴۰۰ مجالی برای تکنوکرات ها؟
۱۴۰۰ مجالی برای تکنوکرات ها؟
روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد مدعی شد که چون مردم از اصولگرا و اصلاح طلب خسته شده اند نوبت تکنوکرات ها است!

درباره انتخابات ۱۴۰۰ از همین حالا گمانه زنی‌های زیادی وجود دارد. اصولگرایانی که یکی دو تا نیستند و در میان آنها تعداد افرادی که ادعای ریاست جمهوری دارند از انگشتان دو دست هم بیشتر می‌شود و در مقابل، اصلاح‌طلبانی که دچار نوعی استیصال هستند. از طرفی می‌دانند که مردم دیگر رغبت سابق را به جریان اصلاحات ندارند و از طرف دیگر هم امید چندانی برای تایید صلاحیت نامزدهای اصلی خود ندارند! منفعت طلبی‌های برخی در این هشت سال موجب شد تا حالا اصلاح‌طلبان مصداق از اینجا رانده و از آنجا مانده شوند، دیگر نه در میان مردم محبوبیت سابق را دارند و نه عناصر قدرت در ساختار سیاسی به آنها اعتماد دارد. اما از این کلیشه اصلاح‌طلب و اصولگرا آیا می‌توان خارج شد و به انتخابات ۱۴۰۰ فکر کرد؟ برخی می‌گویند می‌شود و راهکاری که ارائه می‌دهند به میدان آمدن فرمانده هان نظامی است که به عنوان چهره‌هایی که به طور سنتی اصلاح‌طلب و اصولگرا نیستند وارد انتخابات شوند. اما گروهی دیگر می‌گویند حرکت از احزاب سیاسی به سمت گزینه نظامی
نه راهگشا است و نه پیشرفت!
در این میان برخی دیگر معتقدند رئیس جمهور بعدی باید تکنوکرات باشد. تکنوکرات در معنی اصلی آن به مدیرانی با مهارت بالا گفته می‌شود و توسعه و پیشرفت به ویژه در حوزه‌های اقتصادی و بهبود بهره‌وری را هدف خود می‌دانند و در این مسیر با تخصص خود سازمان یا ارگانی که در اختیار دارند را به پیش می‌برند. برای تکنوکرات‌ها آنچه اهمیت دارد توسعه و بهره وری است و در این میان ایدئولوژی جایگاهی در اهداف و رفتار آنها ندارد. با همین تعریف می‌توان گفت تقریبا یافتن تکنوکرات در عرصه فعلی سیاسی ایران امری بسیار دشوار است اما شاید ناممکن نباشد. هرچند در ایران برخی همچون محمدباقر قالیباف تلاش می‌کنند خود را به عنوان یک مدیرتکنوکرات معرفی کنند اما با هیچ معیاری چنین امری را نمی‌توان پذیرفت! البته قالیباف خودش هم وقتی از این مسیر نتوانست نظر مردم را جلب کند در یادداشتی در بهمن ۹۸ در نزدیکی انتخابات مجلس یازدهم نوشت:« وقتی به من می‌گویند تکنوکرات یعنی تو فقط اتوبان می‌کشی و مترو و بوستان و موزه و پارک و سینما می‌سازی و اصلا نگاه انقلابی نداری. این یک طرف درست دارد و یک طرف غلط. طرف درست آن این است که در طول دوره مدیریت من در سال‌های مختلف، عمران و آبادانی گسترده و غیرقابل انکاری پدید آمده است و چهره شهر از اساس دگرگون شده است و به عبارتی اصلا انتظارات از شهرداری تغییر کرده است. حالا که نمی‌شود این حجم وسیع از تغییرات و کار و ساخت‌وساز را کتمان کرد چه کار کنیم که قالیباف را تخریب کنیم؟ یا باید بگوییم ساخته ولی به عدالت بی‌توجه است یا باید بگوییم ساخته ولی نگاه انقلابی ندارد.» و او با این یادداشت تکنوکرات خواندن خودش را رد کرد و حتی آن را نوعی تخریب خواند!
با این حساب و پیشینه‌ای که وجود دارد اگر فرض را بگیریم که برخی هرچند محدود گزینه‌های تکنوکرات برای ۱۴۰۰ داریم شانس آنها برای پیروزی چقدر است؟ ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران و مردم‌شناس درباره احتمال پیروزی یک تکنوکرات می‌گوید: « اصلاح‌طلبی و اصولگرایی مرده‌اند و عمل‌گرایان جوانی که باید آنها را تکنوکرات‌های بومی دانست کم‌کم قدرت را به دست خواهند گرفت. مهم‌ترین عامل آن
شکست خوردن اصولی است که این افراد پیش‌تر آن را دنبال می‌کردند و از این حربه به‌عنوان تاکتیک استفاده می‌کنند. اکنون بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در حال گرایش به سوی محافظه‌کاری هستند چراکه آرمان‌های خود را بر باد رفته می‌بینند.» او می‌افزاید: «افرادی اکنون به دنبال‌گذار از جریان‌های سنتی سیاسی ایران هستند و در واقع نوعی تکنوکراسی بومی در حال ظهور است. مجلس آینده را می‌توان دنباله‌روی تکنوکراسی بومی دانست و رئیس‌جمهور آتی نیز ممکن است یک تکنوکرات بومی باشد. روش این افراد و این طیف را می‌توان ذیل جریان فردگرایی وابسته به شرایط ژئوپلتیک کشور تعریف کرد. برای نمونه افرادی نظیر سورنا ستاری، مهرداد بذرپاش و محمدجواد آذری جهرمی نمونه‌های عینی ظهور چنین جریانی در کشور هستند. اگر به عمل این افراد نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که آنها تکنوکرات‌های بومی هستند که قصد دارند تا کارهای زمین مانده در کشور را پیش ببرند. اولویت نخست آن‌ها هم متوجه عملگرایی است بنابراین می‌توان این جریان را پراگماتیسم نیز لقب داد. من این افراد و تکنوکرات‌های بومی را هاشمی رفسنجانی‌های متاخر می‌دانم.»
علی اصغر سعیدی دیگر استاد دانشگاه تهران نیز درباره تکنوکرات‌ها گفته است:«تاریخ به ما می‌گوید تکنوکرات‌ها زمانی موفق بوده‌اند که قدرت سیاسی به آنان میدان داده است و هرگاه قدرت سیاسی دایره فعالیت آنان را محدود کرده است، فرآیند توسعه نیز یا دچار اعوجاج و به عکس خود تبدیل شده یا متوقف شده است. فقدان درآمدهای نفتی نه‌تنها نمی‌تواند مانع توسعه ما شود، بلکه می‌تواند انگیزه خوبی هم باشد،
علاوه بر اینکه برخلاف باور عمومی که ما تکنوکرات نداریم، بلکه
مدیران با دانش در کشور داریم که می‌توانند از پس مسائل بربیاید، اما این تکنوکرات‌ها درگیر مفاهیم روشنفکرانه شدند. اما در همین شرایط، برخی معتقدند همه مشکلات ما به نظام سیاسی برمی‌گردد و این نظام سیاسی است که نمی‌خواهد با ارتباط با غرب، به سمت توسعه حرکت کند.» او افزود:«حاکمیت امروز درگیر رقابت نخبگانی است که برخی تکنوکرات هستند، برخی بوروکرات و برخی سیاستمدار. این از مشکلاتی است که جلوی تکنوکرات‌ها را می‌گیرد، یا هر کسی که بخواهد توسعه‌ای انجام دهد. مشکل دیگر ما در نظام تصمیم‌گیری یا سیاستگذاری عمومی ما است. نظام تصمیم‌گیری یعنی مجلس، شورای نگهبان و خود دولت، هنوز تفاوت میان کالای عمومی و کالای خصوصی را تشخیص نمی‌دهد.»
اما درباره اینکه به طور کلی ایده رئیس جمهور شدن یک تکنوکرات چقدر در ۱۴۰۰ می‌تواند جامه عمل بپوشد با یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفتگو کردیم. حمید قزوینی به «آفتاب یزد» گفت:«طرح ایده‌هایی مانند اینکه یک تکنوکرات برای ۱۴۰۰ وارد عرصه شود و موفق نیز بشود چندان با منطق بسترهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران مطابقت ندارد. چنین مباحثی را درست یک سال پیش در لبنان نیز شنیدیم و شاهد بودیم با همین رویکرد دولتی در این کشور تشکیل شد اما امروز شاهد عدم موفقیت آن هستیم و روال و ساختار سیاسی در لبنان به هویت قبلی خود بازمی گردد. واقعیت این است که تجویز هر نسخه برای کامیابی هر جامعه‌ای باید منطبق با ساختارهای سیاسی و اجتماعی آن باشد. درباره حضور یک تکنوکرات این مسئله در ایران صدق نمی‌کند.»
او افزود:«هر کاندیدایی که در ایران بخواهد به قدرت برسد حالا چه نام آن را تکنوکرات بگذاریم، چه فراجناحی یا چهره‌ای جدید و غیرتکراری که عضو هیچ کدام از دو جناح اصلی اصولگرا یا اصلاح‌طلب نیز نباشد باید در چارچوب ساختاری که در عرصه سیاسی و اجتماعی
شکل گرفته کار کند یعنی نمی‌توان انتظار داشت کسی خارج از این چارچوب وارد شود و بتواند با بدنه آن کار کند! این بدنه شامل بخش‌های حقوقی و حقیقی است بنابراین هر فردی با هرنامی وقتی به عنوان رئیس جمهور وارد می‌شود باید در همان قالب قرار گیرد.» قزوینی افزود:«اینکه برخی می‌گویند مردم نسبت به جناح‌ها بی‌اعتماد شده‌اند در واقع انحرافی است و باید گفت موضوع مربوط به جناح نیست چرا که مردم ایران به ندرت دارای هویت جناحی بوده‌اند و حالا نیز از کارآمدی مسئولان ناامید شده‌اند نه از جناح خاصی، بنابراین با توجه به اینکه در شرایط فعلی کارآمدی حلقه مفقوده است تفاوتی نمی‌کند بگوییم یک کاندیدا جزیی از یک جناح هست یا خیر چون اصل کارآمدی در ذهن مردم مورد شک و تردید قرار گرفته است.» از او پرسیدیم با توجه به اینکه امکان حضور چهره‌هایی خارج از چارچوب سنتی فعلی ساختار سیاسی و حزبی ایران وجود ندارد ممکن است برخی جناح‌ها به دنبال این باشند که چهره‌های خود را با تعابیری مانند تکنوکرات وارد عرصه کنند در این صورت چقدر احتمال وجود دارد که مردم در ۱۴۰۰ روی خوش به این روش نشان دهند؟ قزوینی در پاسخ گفت:«برای تکنوکرات تعریفی روشن وجود دارد و نمی‌توان با دستکاری در تعابیر به دنبال این بود که مردم را به انتخابات جذب کرد. از این روش پیش از این افراد مختلفی در هر دوجناح استفاده کرده‌اند که شاید مثال بارز آن آقای قالیباف باشد که از همان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ تلاش کرد خود را به عنوان مدیری متفاوت و تکنوکرات مطرح کند و روی این موضوع در انتخابات‌های بعدی نیز تاکید داشت اما نتوانست مردم را اقناع کند و در نهایت نیز به اصل و هویت خود بازگشت. بنابراین تجربه ثابت کرده مردم نسبت به اقدام‌های این چنینی از سوی سیاستمداران واکنش مثبتی نشان نمی‌دهند.» این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه اظهار داشت:«هرفرد یا جناحی که قرار است برای ریاست جمهوری تلاش کند باید شفاف و روشن چالش‌های کشور را مطرح کند اینکه در عرصه داخلی و خارجی با چه چالش‌هایی مواجه هستیم و بعد از آن صریحا بگوید چگونه قرار است ذیل ساختار سیاسی و اجتماعی که برقرار است و از آن آگاه هستیم به این چالش ها پاسخ دهد. به عنوان نمونه فرض کنید اصلاح‌طلبان وعده‌های مختلفی در حوزه شهری دادند و ۲۱ نفر نیز به شورای شهر تهران رفتند اما بعد در هر موضوعی اعلام شد که موانعی برسر راه آنها وجود دارد و به عبارتی دستشان بسته است! آیا این چهره‌های سیاسی از قبل آگاه نبودند که قرار است در چه ساختاری فعالیت کنند؟ اینها موضوعاتی است که افراد یا جناح‌های سیاسی باید صریحا آن را روشن کنند و اعلام کنند چه راه حل‌هایی از نظر آنها وجود دارد.»
به نظر می‌رسد با توجه به اینکه برخی سیاسیون آگاه هستند که در شرایط فعلی، مشکلات اقتصادی و… که در زندگی مردم وجود دارد شاید همان روش‌های قدیمی درباره انتخابات ۱۴۰۰ کارساز نباشد و به همین دلیل ایده‌هایی مانند تکنوکرات، فراجناحی یا جریان سوم و از این قبیل کلیدواژه‌ها برای ۱۴۰۰ زیاده شنیده خواهد شد. اما آنچه مسلم است اینکه همه اینها تنها عناوینی هستند برای افرادی که مستقیم و غیرمستقیم به یکی از دو جناح اصولگرا یا اصلاح‌طلب
وصل هستند.

  • منبع خبر : آفتاب یزد